مقایسه محصولات

محصولی برای مقایسه انتخاب نشده است!
انجام مقایسهپاک کردن لیست مقایسه

ارائه كنندگان

نویسندگان مقالات

رهگیری سفارش

کد رهگیری را می توانید از اطلاعات مربوط به سفارش در حساب کاربری مشاهده نمایید.
کد رهگیری سفارش:
رهگیری سفارش
لطفا منتظر بمانید...

واحد پول

یک اسب و دو سوار

900تومان
یک اسب و دو سوار
بزرگنمايي
     

کتاب یک اسب و دو سوار از کتاب های جالبی است که در پایان کتاب فارسی پنجم دبستان معرفی شده است. داستان این کتاب از این قرار است:مردم کوفه به امام حسین (ع) نامه نوشته‌اند و از او خواسته‌اند که به کوفه بیاید. امام به سوی کوفه راه افتاده است؛ اما پیش از رسیدن امام، ابن زیاد حکومت کوفه را در دست گرفته است. او با زور و شکنجه مردم را وادار ساخته که حکومت او را بپذیرند و هرکس با او بیعت نکند، روانه‌ی زندان و شکنجه‌گاه می‌شود. از وقتی ابن زیاد به کوفه آمده، شهر ناآرام شده است. اما "حبیب بن مظاهر" با وجود همین ناآرامی شهر را ترک می‌کند و با غلامش به سوی سپاه امام حسین می‌رود تا او را یاری دهد. امام حسین (ع) میانه‌ی راه کربلا می‌ایستد و سپاهش را سازمان‌دهی می‌کند. امام برای سپاه خود دوزاده پرچم آماده کرده است تا آن‌ها را به دست دوازده سوار بسپارد. سپس یازده پرچم را به دست یازده سردار سپاه می‌سپارد و یک پرچم را نزد خویش نگاه می‌دارد. همه کنجکاوند که آن پرچم را امام برای چه کسی نگاه داشته است؟ کمی بعد حبیب به همراه غلامش از راه می‌رسد و امام پرچم را به او می‌سپارد. حبیب که یاران اندک امام را می‌بینند شبانه با اجازه‌ی امام برای یاری خواستن به سوی طایفه‌ای از قوم خویش در آن نزدیکی می‌رود. مردان قبیله با او هم‌پیمان و هم‌راه می‌شوند، اما در میانه‌ی راه گروهی از سپاهیان عمر سعد راه را بر آن‌ها می‌بندند و دو سپاه با یک‌دیگر نبرد می‌کنند. سپاه حبیب شکست می‌خورد و او تنها و شرمگین به سوی امام بازمی‌گردد. امام او را دلداری می‌دهد. صبح از راه می‌رسد و سرانجام نبرد میان سپاه امام و لشکر یزید به فرماندهی عمر سعد آغاز می‌شود. حبیب پس از کسب اجازه از امام به میدان نبرد می‌رود و شجاعانه می‌جنگد. افراد دشمن که خود را در رویارویی با حبیب عاجز می‌بینند برای کشتن او توطئه‌ای می‌چینند و ناجوانمردانه او را به شهادت می‌رسانند. امام حسین (ع) پیکر خونین حبیب را در آغوش می‌گیرد و می‌گوید: "آفرین بر تو ای حبیب! تو فقیهی بودی که تمام قرآن را در یک شب می‌خواندی". سپس رو به آسمان می‌کند و می‌گوید: "خدایا! خودم و بهترین یارانم را فدای راه تو می‌کنم".

     
مشخصات
نویسنده:سید مهدی شجاعی
انتشارات:میر سعید فراهانی
موضوع:داستانهای مذهبی کودکان
 
اين محصول در تاريخ دوشنبه، 09 شهريور، 1388 به فروشگاه اضافه شده است.
 
بازگشت نظرات افزودن به لیست مقایسه
 
drpublisher
پیغام موفقیت
محصول مورد نظر با موفقیت به سبد خرید افزوده شد.
 
افزودن به لیست انتظار
آیا مطمئنید که این محصول را می خواهید به لیست انتظار اضافه نمایید؟
LiveZilla Live Help